|
⭕️مربیگری و پارادیگما؛ پدیده ای که باعث کوری و تحلیل و تصمیم اشتباه می شود!
🔴گروهی از محققان پنج میمون را در قفسی گذاشتند و در وسط قفس یک نردبان که بالای آن مقداری موز گذاشته شده بود قرار دادند. هر بار که میمونی از نردبان بالا رفت، دانشمندان میمونهای دیگر را با دوش آب سرد خیس کردند. پس از مدتی، هر میمون که از نردبان بالا رفت میمون های دیگر میمونی را که از نردبان بالا رفته بود را کتک زدند. پس از مدتی، هیچ میمونی دیگر جرات اینکه از نردبان بالا رود را نداشت، گرچه وسوسه او بسیار عمیق بود.
🟢محققان تصمیم گرفتند یکی از میمون ها را با میمون جدیدی عوض کنند. میمون تازه اولین کاری که میکند به سمت موز از نردبان بالا میرود. ولی ناگهان بقیه میمون ها روی او میریزند و او را محکم کتک میزنند. پس از چند بار کتک خوردن، میمون تازه وارد فرا می گیرد که نبایستی از نردبان بالا برود، اما هرگز نمیداند چرا؟
🔵میمون دوم جایگزین میشود و همان وضع ادامه می یابد. میمون اول هم در کتک زدن میمون دوم همکاری میکند. میمون سوم جایگزین میشود و همان وضع کتک زدن ادامه مییابد. میمون چهارم جایگزین می شود و همچنان کتک زدن هر میمونی که از نردبان بالا می رود ادامه دارد.
🟡حالا آنچه مانده میمون های جدیدی هستند که حتی هیچکدامشان دوش آب سرد را هرگز تجربه نکرده اند، ولی همچنان هر میمونی که از نردبان بالا می رود را کتک میزنند. اگر ممکن بود از میمون ها پرسش شود چرا آنانی را که از نردبان بالا میروند را کتک میزنند، جواب میتوانست این باشد: من نمیدانم، همه همین کار را میکنند. جمله ای که متاسفانه برای همه ما آشناست!
🟣مفهوم پارادیگما (واژه ای یونانی که در انگلیسی پارادایم خوانده می شود) میتواند داستان بالا را توضیح دهد: هر مربی یا بازیکن «واقعیات» پیرامون خود را در چارچوب مفروضات، پیش دانستهها و پیش فرضهای خود درک و تحلیل میکند.
⚪پارادایم یک مجموعه از باورها و پیشفرضها و ارزشها است که ممکن است زمانی به یک دلیل منطقی بوجود آمده باشند اما به دلایل غیرمنطقی ته نشین شده باشند و سپس از طریق آموزشهای رسمی و غیررسمی آنقدر تکرار میشوند که برای ما به صورت چارچوبهایی «بدیهی» در میآیند.
🟠به احتمال خیلی زیاد پارادایم ها در زمان شکلگیری به خاطر این که موفق بوده اند و یک مساله را به خوبی حل کرده اند در ذهن ما پایدار می شوند، اما زمانی که یک پارادایم شکل گرفت همچنان در ذهن ما باقی میماند ولو اینکه دیگر کارآمد نباشد. چرا؟ چون تبدیل به پیشفرضهای بدیهی شده است.
✍️احمد ابول پور ايميل ahmadabolpor@gmail.com اینستاگرام ahmadabolpor توئترahmadabolpor4 فیسبوکAhmadabolpor تلگرام ahmadabolpor
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۲/۰۹/۲۱ساعت 11:6  توسط احمد ابول پور
|
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد بهگزاف ایمیلahmadabolpor@gmail.com اینستاگرام ahmadabolpor توئترahmadabolpor4 فیسبوکAhmadabolpor تلگرام ahmadabolpor
+ نوشته شده در شنبه ۱۴۰۲/۰۹/۱۸ساعت 2:37  توسط احمد ابول پور
|
⭕️آیا مربی و بازیکنان باید با هم دوست باشند؟
✅پاسخ به این سوال بستگی به تعریف ما از واژه «دوستی» دارد. اینکه با بازیکنان خود رابطه دوستانه داشته باشید، عالی است. منظورم از دوستانه، یک رابطه صادقانه و صمیمانه بر اساس احترام و توجه متقابل است.
🔻مدیریت درست این نوع رابطه، یعنی تعیین حد و مرزهای محکم، تا این «دوستی» بر عملکرد هر دوی شما تاثیر نگذارد. یعنی طوری دوستانه رفتار کنید که منجر به شوخی ها و یا توقعات بیجا از بازیکن نگردد یا آنها به خود اجازه ندهند هر رفتاری را مقابل شما انجام دهند. ahmadabolpor@gmail.com
🔸بهعنوان کسی که سالها مربی یا کمک مربی بوده با بازیکنان زیادی دوست بوده ام و با آنها ارتباط دوستانه ای داشته ام ،فکر میکنم این روابط می توانند جواب دهند و در بازی بازیکنان و به ویژه در لحظات سخت موثر بوده و به موفقیت جمعهی کمک میکنند چون گاهی بازیکنان به خاطر شما از برخی خواسته های خود میگذرند.
🔸اما رابطه دوستی ممکن است تاثیر کاملا معکوسی داشته باشد. اگر به دنبال برقراری رابطه دوستی با بازیکنان هستید، باید مراقب خطراتش باشید. چون وقتی میان طرفین از نظر سطح قدرت، تفاوت وجود دارد نمی توان در یک سطح رفاقت کرد چرا که اگر مشکلی پیش آید هر دو نفر بایستی بهای سنگینی بپردازند . بنابر این چارچوبها را رعایت کنید اما رفاقت حتما چیز خوبیست . ✍احمد ابول پور ایمیل ahmadabolpor@gmail.com اینستاگرام ahmadabolpor فیسبوکAhmadabolpor توئترahmadabolpor4 تلگرامmls7mls
+ نوشته شده در جمعه ۱۴۰۲/۰۹/۱۰ساعت 15:26  توسط احمد ابول پور
|
⭕️یادگیری زائد برای مربیان چیست؟ ✍️احمد ابول پور ایمیلahmadabolpor@gmail.com تلگرام ahmadabolpor توئترahmadabolpor4 اینستاگرام ahmadabolpor فیسبوکAhmadabolpor تلگرامmls7mls
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۴۰۲/۰۹/۰۹ساعت 3:14  توسط احمد ابول پور
|
⭕️یادگیری زائد برای مربیان چیست؟ ✍️احمد ابول پور ایمیلahmadabolpor@gmail.com تلگرام ahmadabolpor توئترahmadabolpor4 اینستاگرام ahmadabolpor فیسبوکAhmadabolpor تلگرامmls7mls
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۴۰۲/۰۹/۰۹ساعت 3:14  توسط احمد ابول پور
|
⭕️اثر پیگمالیون در مربیگری
🖊️احمد ابول پور
■"تفاوت یک «بازیکن ستاره در تیم» و «بازیکن معمولی» در رفتار آنها نیست؛ در این است که چگونه با آنها رفتار می شود. من برای فلان سرمربی یک بازیکن سکو نشین هستم چون او با من مثل یک بازیکن سکو نشین رفتار می کند ولی می توانم برای تو یک ستاره باشم چون تو همواره با من مثل یک ستاره رفتار می کنی!" این، بخشی از نمایشنامه "پیگمالیون" است، اثر برنارد شاو.
✅پیگمالیون چیست؟ این افسانه یونانی است: پیگمالیون، مجسمه سازی از قبرس بود و مخالف سرسخت زنان؛ او با خود عهد کرده بود که سمت هیچ زنی نرود. پیگمالیون یک بار مجسمه ای از پیکر یک زن را تراشید. مجسمه چنان زیبا از آب درآمد که تا آن زمان هیچ زن زنده و هیچ مجسمه ای بدان اندازه دلفریب نبود؛ به حدی زیبا بود که نمی شد چیزی بر زیبایی اش افزود. پیگمالیون عاشق مجسمه زیبا شد و مدام به او عشق ورزید و چنان علاقه اش را ابزار کرد و مهر ورزید که سرانجام، مجسمه جان گرفت و آن دو باهم ازدواج کردند.
⭕️اثر پیگمالیون در مربیگری✍️احمد ابول پور ●"اثر پیگمالیون" امروز یک اصطلاح روان شناسی است که می گوید: انسان ها تمایل دارند در نظر دیگران توانمند جلوه کنند و انتظاراتی که از آنها می رود را برآورده سازند. به عبارت دیگر، هر انسانی دوست دارد تصویری که دیگران از او در ذهن دارند، مثبت و توانمند باشد. مثلاً یک بازیکن می خواهد مربی اش او را بازیکنی توانمند و باهوش بداند یا یک مربی می خواهد مدیرش او را به عنوان فردی کوشا و وظیفه شناس و توانمند بشناسد و از او حمایت کند.
🔵پیگمالیون در مربیگری، مختصر و مفیدش این است: یک مربی باید ابتدا از توانمندی های هر کدام از بازیکنانش آگاه شود و آنرا به رسمیت بشناسد و براساس این شناخت، تصویری مثبت و توانمند از آنها داشته باشد. سپس آن تصویر را (با کلام یا رفتار) به بازیکنانش منتقل کند. ahmadabolpor@gmail.com
🔻مثلاً خطاب به بازیکن الف بگوید: من تو را بازیکنی پر تلاش میدانم که همیشه با تعصب و باغیرت در زمین تلاش میکنی. اگر بازیکنان دیگر در زمین توان خود را به نمایش میگذارند تو دو برابر بقیه در زمین تلاش میکنی .با شناختی که از تو دارم تو میتوانی بویژه در زمانیکه دیگر بازیکنان از برنده شدن نا امید شده اند تو با پشتکارت امید را به آنها بازگردانی.
□آنچه در ذهن این بازیکن بر اساس اثر پیگمالیون شکل می گیرد این است: مربی من، مرا فردی توانمند شناخته است؛ من نباید کاری کنم که این دیدگاه مثبت، منفی شود. من باید کاری کنم که این دیدگاه بماند و تقویت هم بشود.
🔹برعکس اگر مربی بازیکنانش را یک مشت افراد بی عقل و بی عرضه و تاکتیک ناپذیر بداند و مدام به آنها سرکوفت بزند، حس ناتوانی را به آنها منتقل کند. چنین مربی در واقع با دست خود حداقل توانایی زیرمجموعه تحت مربیگری خود را کاهش می دهد. در واقع اثر پیگمالیون یک شمشیر دولبه است که می تواند افراد را به سمت بروز استعداد و توانمندی هایشان سوق دهد یا آنها را منفعل و بی عمل کند.
🔸در سال ۱۹۶۵ روان شناسی به نام "روبرت روزنتال" در مدرسه ای در کالیفرنیا، اثر پیگمالیون را به آزمایش گذاشت. او در این آزمایش، دو گروه دانش آموز را به طور کاملا تصادفی انتخاب کرد و از آنها تست هوش گرفت. نتایج هر دو گروه مشابه هم بود ولی روزنتال نتیجه را طور دیگری به معلمان گزارش کرد. او به معلمان گفت که گروه اول نمرات بهتری گرفتند و بهره هوشی بالاتری نسبت به گروه دوم دارند.
■از آن پس، معلمان ناخودآگاه با گروه اول مانند یک گروه واقعاً تیزهوش رفتار کردند و با دانش آموزان گروه دوم، رفتاری عادی داشتند. نتیجه این بود: در پایان سال، دانش آموزان گروه اول، واقعاً نمرات بهتری گرفتند چون با آنها مثل دانش آموزان باهوش رفتار شده بود؛ نگرش مثبت معلمان به این گروه و رفتارهای تأیید آمیز با دانش اموزان گروه اول، کار خودش را کرده بود.
🔵اثر پیگمالیون، نه فقط در مربیگری که در همه عرصه ها، از روابط شخصی گرفته تا تربیت فرزندان و ... کاربرد دارد. آن را هوشمندانه به کار گیرید و از نتایج اش شگفت زده شود ✍️احمد ابول پور ايميل ahmadabolpor@gmail.com اینستاگرام ahmadabolpor
تويتر ahmadabolpor 4 فیسبوکAhmadabolpor تلگرام mls7mls
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۲/۰۹/۰۷ساعت 16:55  توسط احمد ابول پور
|
⭕️آیا استرس برای بازیکنان مفید است یا مضر؟
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۴۰۲/۰۹/۰۶ساعت 7:55  توسط احمد ابول پور
|
سوگیری توجه به نتیجه در مدیریت باشگاه و مربیگری تیم
تصور کنید در فینال جام باشگاههای اروپا در دقیقه ۹۰ داور اعلام پنالتی میکند، سرمربی تصمیم میگیرد، تا بازیکنی که در زدن ضربات پنالتی مهارت بیشتری دارد، وارد بازی کند. پنالتی گل میشود و صبح روز بعد تیتر خبرگزاریها میشود "تعویض طلایی سرمربی در دقیقه ۹۰ منجر به پیروزی شد." اما اگر آن پنالتی گل نمیشد، چه اتفاقی میافتاد؟ اگر آن پنالتی گل نمیشد خبرگزاریها گزارش بازی را با تیتر متفاوتی میزدند با این عنوان که: "بزرگترین اشتباه سرمربی در دقیقه ۹۰ منجر به باخت شد" یا مثلا "تصمیم غلطی که تاوان بزرگی داشت" از طرفی هیئت مدیره باشگاه هم به احتمال زیاد بعد از شکست، سرمربی خود را اخراج و قرارداد او را فسخ میکردند. اما یک سوال مهم: واقعا تصمیم سرمربی غلط بوده یا درست؟
نکته مهم داستان همینجاست: تصمیم درست لزوما منجر به نتیجه درست نمیشود. اما میتواند احتمال ودرصد موفقیت و شانس پیروزی را بالا ببرد. تصمیم درست میتواند منجر به نتیجه پیروزی یا شکست شود، همانطوری که تصمیم غلط در برخی مواقع منجر به پیروزی تیم هم بشود! ما عموما تصمیمی را تصمیم درست میدانیم که منجر به پیروزی تیم شود و یا نتیجه قابل قبولی داشته باشد و اگر تصمیم ما تصمیمی درست باشد، ولی منجر به شکست تیم شده باشد, آن تصمیم را غلط میدانیم.
✳در اکثر اوقات ما کار اشتباه و پر ریسکی انجام میدهیم ولی چون منجر به موفقیت میشود(مثلا در یک بازی مهم یک تعویض کاملا اشتباه را انجام میدهیم اما توپ توسط همان بازیکن وارد دروازه حریف میشود و ما بازی را میبریم.(مثلا چراغ قرمز را رد میکنیم بدون اینکه تصادف کنیم یا مثلا کل داراییمان را بیتکوین میخریم و بیتکوین گران میشود) حالا در این شرایط برای اطرافیان این مدل تعریف میکنیم که "دیدی چه تصمیم درستی گرفتم؟" اما آیا این نتیجه خوب به علت یک تصمیم درست بوده؟ خیر! تصمیم، تصمیم غلطی بوده ولی با یک نتیجه خوب همراه شده. تصمیم غلط هم میتواند منجر به نتایج خوبی شود.
چرا سوگیری توجه به نتیجه مهم است؟ کیفیت مسابقه ما را دو چیز تعیین میکند: ۱- کیفیت تصمیماتی که میگیریم ۲- شانس ما در بسیاری از اوقات تصمیمات اشتباه میگیریم، ولی شانس میآوریم و نتیجه خوبی میگیریم. مثلا به بازیکنان اجازه میدهیم تا نیمه های شب در خیابانها پرسه بزنند و روز بعد هم بازی را میبریم. بله، خروجی این تصمیم نتیجه خوبی داده ولی قطعا تصمیم غلطی بوده. بنابراین نتایج خوب لزوما به علت تصمیمات خوب نیستند. نکته این است که در فوتبال شما با یک تصمیم خوب احتمال (شانس) موفقیت را افزایش میدهید و یا با یک تصمیم بد احتمال یا شانس شکست را افزایش میدهید.
🔴سوگیری توجه به نتیجه موجب میشود، نتایج خوب را به علت توانایی و مهارتهای خود بدانیم و علت نتایج بد را، بد شانسی تلقی کنیم.
🔶اما چند راهکار برای اینکه کمتر در دام این سوگیری قرار بگیریم:
۱.نگاه کردن به مسیر هدفی که داریم. وقتی با موفقیت یا شکستی مواجه میشویم، میبایست به مسیری که در طول این شکست طی کردهایم، نگاهی دوباره بیاندازیم و بررسی کنیم که این موفقیت یا شکست نتیجه کیفیت تصمیم ما بوده یا عوامل خارجی و شانس باعث این تصمیم شده! ۲.تصمیم غلطمان را قبول کنیم و گردن بقیه نیاندازیم! نتایج یک پژوهش نشان داد، اکثر افرادی که تصادف میکنند، معتقدند ما درست رانندگی میکردیم و طرف مقابل مقصر است. حتی افرادی که به تیر برق و گاردریل زده بودند هم معتقد بودند شهرداری مقصر است. این موضوع در ابعاد مختلف شخصیت ما رخنه کرده و موجب میشود خوبیها را به خود نسبت دهیم و کاستی و بدهیها را متعلق به دیگران میدانیم.
۳. از نفر سوم کمک بگیریم. هنگامی به موفقیتی دست پیدا میکنیم، به میزانی درگیر خوشحالی و شادی میشویم که به هیچ عنوان به مسیر و عوامل دخیل در آن توجهی نخواهیم کرد.بدتر از آن اینست که وقتی شکست میخوریم آنقدر افسرده و غمگین هستیم که به سراغ ریشه یابی علت اصلی شکستمان نمی رویم. در حالیکه در این لحظات شما خیلی بیشتر از بقیه زمانها فیلم شکست خود را بایستی تماشا کنید. بهتر است برای جلوگیری از این سوگیری, علاوه بر آنالیز یک مسابقه از شخص ثالثی که اصلا در تیم شما عضویتی ندارد , مشورت بگیریم و با او نتیجه و دست آورد خود را مورد بررسی قرار دهیم. ✍️احمد ابول پور ایمیلahmadabolpor@gmail.com اینستاگرام ahmadabolpor تلگرام ahmadabolpor توئترahmadabolpor4 فیسبوک Ahmadabolpor
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۴۰۲/۰۹/۰۲ساعت 10:42  توسط احمد ابول پور
|
⭕️ آغوش مرگ مربی! باشگاه هاچگونه نابود میشوند؟
✍🏻احمدابول پور
◻️وقتی زنبورها متوجه ناکارآمدی ملکه به دلیل پیری یا مریضی میشوند، تصمیم میگیرند او را از بین ببرند. در نتیجه دور ملکه جمع شده و او را در آغوش میگیرند تا ملکه در این ازدحام، از دمای بالا بمیرد. این پدیده «آغوشمرگ» نامیده میشود.
◻️در بسیاری از باشگاهها نیز با روشن شدن ناکارآمدی سرمربی تیم، بازیکنان با چهار نوع واکنش «سقوط تیم» را تسریع میکنند. در این وضعیت، بازیکنان مدیران و مربیان باشگاه اغلب در یکی از ۴ گروه ذیل قرار میگیرند:
☑️ گروه اول: بازیکنان خوب و کارآمد که به محض اینکه متوجه ناکارآمدی مربی میشوند باشگاه را ترک میکنند و خود را از محیط سمی بوجود آمده جدا میکنند که خود آن ضربه به پیکر تیم است.
☑️ گروه دوم: فرصتطلبانی که منابع باشگاه را تبدیل به منافع شخصی و گروهی میکنند. این گروه حلقه اول «آغوشمرگ» باشگاه را تشکیل میدهند.
☑️ گروه سوم: بازیکنان و کادر فنی بیتفاوتی که مطلوب خود را در کار نکردن، تفریح و بی تفاوتی به وقایع میبینند. این گروه حلقه دوم "آغوشمرگ" باشگاه را تشکیل میدهند.
☑️ گروه چهارم: افراد باوجدانی که در اقلیت کامل (حتی به تعداد انگشتان یک دست) سعی دارند تا با آگاهسازی مدیران و مربی تیم ، از سقوط باشگاه جلوگیری نمایند. این گروه اغلب نادیده گرفته شده و یا توسط سایر افراد از گردونه بیرون رانده میشوند. ✍️احمد ابول پور ايميل ahmadabolpor@gmail.com
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۲/۰۹/۰۱ساعت 16:41  توسط احمد ابول پور
|
|
.ir-.-.->
تماس با مدیر سایتtitle><-
تماس بااحمدابول پور
پربازدیدترین مطالب
کد پربازدیدترین |