اصول مربیگری بیاد مرحوم یاوری

عدالت
و نظم

اکنون در اوج قدر دانی از یاوری هستیم. در این اوج، اگر از شما بپرسند چه چیز یاوری را بیشتر از همه می پسندید، شما چه خواهید گفت؟  

من می گویم: اصول مربیگری یاوری. او ارزش و ارتباط ساختاری و عمودی عدالت، نظم، انسجام و آزادی را در ورزش می فهمید و به آن وفادار بود.

مهری مصوری کار ما را آسان کرده. او زندگی فوتبالی یاوری را برای ما در یک مصاحبه که در نیم ساعت خوانده می شود آورده است. من چند بار قصه این زندگی را خواندم. اگر عمری باشد، شاید ده ها بار دیگر هم آن را بخوانم. من این گونه هستم. قصه عمرهای پر برکت را بارها و بارها می خوانم. این مثل ان است که این عمر را با آنها زندگی و تجربه کنم و از آن یاد بگیرم. داستان زندگی فوتبالی یاوری ارزش هزار بار خواندن را دارد. 

در سه مطلبی که بعد از زندگی نامه یاوری آمده، عوامل معنوی سازنده یک نظام ورزشی بیان شده است.  من این  عوامل را طی یک مطالعه ۴۰ ساله دانشگاهی شناسایی کرده ام. یاوری بطور تجربی آنها را آموخته بود و با آنها زندگی کرده بود.

وقتی مصاحبه یاوری با خانم مصوری را خواندم دیدم آن بزرگ مرد چقدر خوب آن عوامل را می شناخته و چه دوران سختی را برای ایستادگی پای آنها داشته است. من بالاخره یک مربی ایرانی پیدا کردم که با مدل ایده آل علمی و اصول اخلاق حرفه ای مربیگری زیسته است. این شد که از خواندن زندگی او سرحال می شوم.

خلاصه اختلاف یاوری با مدیرانش این بوده که «من نمی گذارم کسی به من بازیکن یا همکار تحمیل کند، نه در تیم و نه در زمین.» به همین دلیل مربیگری او در تیم ملی دوام نداشته، به باشگاه بزرگی مثل استقلال  راه پیدا نکرده، و حتی در تیم های کوچک هم دوام نداشته است.

یاوری یک مربی است که انسان را عاشق جام های نگرفته اش می کند. بله، انسان عاشق جام هایی می شود که یاوری بر بالای سر نبرده تا جام عدالت، نظم، و بازی جوانمردانه درونش ترک بر ندارد.

به آن مدیران کم فهمی که خون بر دل یاوری ها می کنند عرض می شود: مربی تا عدالت نداشته باشد، نمی تواند در تیمش نظم برقرار کند، و تا نظم برقرار نکند، نمی تواند به تیمش انسجام ببخشد. تنها ابزار مربی برای اعمال نظم هم این است که چه کسی را به عنوان بازیکن یا همکار اختیار کرده و چه کسی را در بازی بگذارد یا روی نیمکت بنشاند.اگر اختیار اینها از دستش مربی بیرون برود، همزمان عدالتش هم به هوا می رود و نظم تیم هم از دستش خارج می شود.  

معمای پایبندی به اصول: این معما به آن آسانی که به نظر می آید هم نیست. اجازه دهید با مثالی از اوج فوتبال مساله را برای شما باز کنم. فرض کنید شما مدیر عامل تیم بارسا هستید. من هم مربی آن تیم مثلا ستین هستیم. خب حالا من به این نتیجه می رسم که مسی در اختیار تیم نیست و باید دو بازی روی نیمکت بنشیند. این هواداران را به خشم می آورد. تیم هم شاید آن دو بازی را ببازد. چون عده ای از بازیکنان متحد با مسی ممکن است بخواهند به عمد خوب بازی نکنند تا مربی متنبه شود! …  من ستین باشم، این ریسک را می کنم و هم مسی و هم متحدانش را روی نیمکت می نشانم. دو بازی را فدای کل فصل می کنم تا همه بدانند  مسی هم تا وقتی در خدمت انسجام تیمی بر اساس پلن های مربی است در تیم جا دارد.

 شما مدیر عامل باشی چه می کنی؟ آیا مرا متوقف و نهایتا اخراج نمی کنی؟  باور کنید ۹۹ درصد مدیران، حتی در اروپای ۲۰۲۰   نهایتا ستین را اخراج می کنند!

خب، من چه باید بکنم؟ سر اصولم بایستم و همین حالا اخراج شوم و یا این که کوتاه بیایم و ۳-۴ ماه بعد اخراج شوم؟ چون اگر مسی خر خودش را در تیم براند، قطعا تیم به جایی نخواهد رسید و من اخراج خواهم شد.  … و این دقیقا بلایی است که سر ستین آمد. ستینی که برای اولین بار در مقابل مسی سر اصولش نایستاد!

مربیان اصولی سر اصول شان می مانند و ترجیح می دهند زودتر اخراج شوند تا دیرتر! آنها زودتر اخراج می شوند، اما سرشان را بالا می گیرند که ما هرگز سر اصول خود کوتاه نیامدیم.  یاوری از این جنس بود! چند مربی از این جنس می شناسید؟استادعزیزم روحت شادمحمودخان
✍احمدابول پور

ahmadabolpor@

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۹/۰۸/۲۳ساعت 14:43  توسط احمد ابول پور  |