پایانی برای فوتبال مالکانه 

✍ #احمدابول پور#

در شبی که بارسلونا طبق معمول بیشتر از حریفش مالکیت توپ را در اختیار داشت، هشت گل از بایرن‌مونیخ خورد و مفتضحانه از لیگ قهرمانان اروپا حذف شد. این یک بازی تاریخی در فوتبال جهان خواهد بود، یک بازی عجیب و یک نتیجه فاجعه‌بار برای پایان دادن به یک فلسفه ده ساله در فوتبال دنیا، فلسفه فوتبال مالکانه. حدود سال 2009 اصطلاحی در بین تئوریستین‌های فوتبال جهان رواج پیدا کرد که برگرفته از سبک و شیوه بازی کاتالان‌ها تحت هدایت پپ گواردیولا بود، شیوه‌ای که به دلیل مالکیت زیاد توپ و اصرار به حفظ کردن آن، به بازی مالکانه معروف شد. تا پیش از این، تعداد زیاد پاس‌های رد و بدل شده در فلسفه فوتبال بارسلونا و حتی تیم ملی اسپانیا، یک ویژگی و یک سبک از بازی محسوب می‌شد، سبکی که یوهان کرایف بزرگ به بارسلونا آورد و سال‌ها بارسلونا و فوتبال اسپانیا را تحت تاثیر خود قرار داد. اما حدود سال 2009 بارسا این ویژگی را به یک فلسفه نو در فوتبال جهان تبدیل کرد و با تیکی‌تاکا و بازی مالکانه آن را به حد اعلای خود رساند و جام‌های متعددی را با این سبک از بازی به دست آورد. این فلسفه به فوتبال ملی اسپانیا نیز سرایت کرد و نقش فوتبال مالکانه در قهرمانی اسپانیا در جام‌جهانی و یورو غیرقابل انکار است. از مهمترین ویژگی‌های این سبک، اصرار به ندادن توپ به حریف حتی به قیمت پاس‌های کم‌اثر در یک سوم دفاعی خود، تعجیل در بازپس گرفتن توپ از حریف (قانون زیر شش ثانیه و زیر شش پاس) کار را به جایی رساند که خیلی‌ها معتقد بودند اینکه بارسلونا در مناطق مُرده زمین اصرار به حفظ توپ دارد و اجازه بازی به حریفش نمی‌دهد، نوعی ضدفوتبال مدرن است. اما بارسلونا بدون توجه به این برچسب‌ها، دوران طلایی‌اش را سپری می‌کرد. اما پس از رفتن گواردیولا در سال 2013 مدیران این باشگاه فراموش کردند که اگر هرساله در پی تقویت و رفع ایرادهای خود نباشند، قافیه را به سایر رقبا خواهند باخت، چرا که آنها در پی یافتن روشی برای خنثی کردن این شیوه از بازی هستند. جدی‌ترین زنگ خطر در جام‌جهانی روسیه برای فوتبال مالکانه به صدا درآمد، جایی که اسپانیا با وجود رکورد تاریخی 1137 پاس در یک بازی، نتیجه را به روسیه واگذار کرد و از جام‌جهانی اوت شد. در فوتبال نمی‌توان بیشتر از چند سال با یک سبک یا با یک نسل طلایی حکومت کرد، چرا که سایر رقبا در پی ساختن سبکی نو و نسلی طلایی‌تر هستند.
مسیر توسعه بارسلونا از سال 2014 در جهت توسعه اقتصادی بود، آنها هزینه زیادی برای نوسازی نیوکمپ کردند تا توریست‌های مشتاق از هرکجای دنیا برای تماشای این معبد رویایی فوتبال به بارسلونا بیایند و درآمد باشگاه افزایش یابد، آنها بهای کمتری به لاماسیا دادند به‌گونه‌‌ای که سال‌هاست معروف‌ترین آکادمی فوتبال در دنیا، بازیکنان کمتری توانسته تحویل تیم اصلی بارسلونا بدهد. این در حالی‌است که سال 2012 و در بازی مقابل لوانته هر یازده بازیکن ترکیب اصلی و پنج بازیکن ذخیره از لاماسیا به تیم اصلی رسیده بودند. فراموش نکنیم که زمانی هر سه کاندید کسب توپ طلا یعنی مسی، ژاوی و اینیستا محصول همین آکادمی بودند و بارسلونا همواره به ستاره‌های جوانش معروف بود اما در بازی مقابل بایرن این تیم با میانگین سنی حدود 30 سال، پیرترین بارسلونای تاریخ بود.
بارسلونا در این سال‌ها هزینه‌های زیادی صرف خرید ستاره‌های فوتبال کرده است، ستاره‌هایی که نتوانستند افتخاری برای باشگاه بسازند.

حالا زمان تغییرات بنیادی فرارسیده است، تغییر در روش و سبک بازی، تغییر در الویت‌های هزینه‌کرد باشگاه و احیا مجدد لاماسیا. به نظر می‌رسد تا سال 2021 باید صبر کنیم تا با برگزاری انتخابات جدید در بارسلونا، شاهد این تغییرات اساسی باشیم.

✍احمدابول پور 

ahmadabolpor@


برچسب‌ها: پایانی برای فوتبال مالکانه
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۹/۱۲/۱۱ساعت 1:7  توسط احمد ابول پور  |